امشب بعد چند ماه دلم واقعا واسه موهام تنگ شد،، خیلی بلند بود، دوسشون داشتم ( هنوز م دارم D: )بخاطر استرس همه ش به فنا رفت، مجبور شدم کوتاه شون کنم. اون اولا هر وقت یادش میوفتادم آروم آروم اشک میریختم، بغض خفه م میکرد
هیچ وقت درک نکردم چرا بعضیا وقتی حالشون خوب نیست موهاشونو کوتاه میکنن، من خودم ناراحتیمو سر اکانتام خالی میکنم، حذفشون میکنم، تا وقتی اکانتت هست، چرا مو خواهرم؟ :)
حالا کو تا کِی دوباره بشه اندازه ی قبلی ش...
قرار بود تا خرتناق( خرتلاق?) بلندش کنم ولی خب...
کلا واسه من هر وقت داشته همه چی خوب پیش میرفته، یهو دیگه خوب پیش نرفته :d
اینه که وقتی همه چی خوبه م میترسم همه چی خراب شه

+ نت نیست انگار زمان متوقف شده