🦄

00:36

این عشق منه *ــــ*
امکان نداره این عکسشو ببینم خنده م نگیره D:
سه چاهار ماه پیش وقتی  تقریبا نصف الانش بود با مامانش اومدن تو حیاطمون
مامانش چندوقت بعد وقتی دید جای بچه ش خوبه و غذا اینا بهش میرسه، رفت، هرچندوقت ی بار میاد ولی ب بچه ش محل نمیده هرچی دنبالش میو میو میکنه واسش مهم نی :\ بی احساس میپره رو دیوار و میره :\ شاید م میخواد بچه ش رو پای خودش وایسه :¡ این بنده خدا م هنوز نمیتونه بپره بره دنبال مامانش :( البته چندوقت پیش از ی ماشین ک ی پارچه روش کشیده بودن گرفت و ب کمک پنجولاش یواش یواش رفت بالا :))♡
اونجوری م نیست ک فقط ب امید ما باشه ک ی چیزی بهش بدیم بخوره، چندبار دیدم عاروم عاروم ب طرف پرنده هایی ک رو زمین میشینن میره ک بگیرتشون، یا ب طرز بامزه ای سوسک و مگس رو دنبال میکنه ولی نمیتونه بگیرتشون D:
ی روز ک داشتم بهش غذا میدادم ی گربه ی دیگه م اومد و از اون ب بعد ب دوتا گربه غذا میدادم :| همش میترسیدم همسایه ها اگه بفهمن ناراضی باشن ولی اونام ازشون خوششون اومد و کم کم فقط من نبودم ک بهشون غذا میدادم ♡_♡
ی چند ماهی با هم بودن، با هم دوست شده بودن، بازی میکردن، تو باغچه دنبال هم میکردن، غذا میخوردن، ک دوستش فوت کرد و این بیچاره انگار افسردگی گرفته باشه هیچی نمیخورد روز ب روز داشت لاغر تر میشد، الان ولی خداروشکر چند روزه غذا میخوره باز م وقتی درو باز میکنیم بدو بدو واسه غذا میاد باهاش م ک حرف میزنیم میو میو میکنه :) وقتی دوستش بود اینقد میو میو نمیکرد :/ معلوم نیست زبون بسته چی میخواد بگه :) سردمه، گشنمه، تشنمه، دوستمو میخوام ... ما ک ب هر حال بهش آب و غذا میدیم D:

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan